تک به تک- به نظر میرسد یک بار دیگر قرار است در استقلال «سهرابکشی» اتفاق بیفتد. همین سال گذشته بود که بعد از رفع سوءتفاهم گرانقیمتی به اسم پیتسو موسیمانه، سهراب بختیاریزاده جای او را روی نیمکت استقلال گرفت و اتفاقا عملکرد بدی هم ارایه نداد. سه برد و دو تساوی از پنج بازی، ماحصل دوره کوتاه حضور سهراب در استقلال بود. با این حال مدیران باشگاه قدر ندانستند و به بهانه نزدیک بودن دربی، رفتند سراغ میودراگ بوژوویچ. به این ترتیب در فاصله بیستوچهار ساعت تا بازی با پرسپولیس، مردی سرمربی استقلال شد که حتی اسم بازیکنان را هم درست نمیدانست. بوژو نهتنها آن دربی را باخت، بلکه به اولین سرمربی تاریخ باشگاه تبدیل شد که در ۹ مسابقه هیچ بردی به دست نیاورد و بدون حتی یک پیروزی اخراج شد! آیا شاهکارتر از این ممکن بود؟
فصل گذشته با حضور مجتبی حباری روی نیمکت تیم به پایان رسید و فصل جدید با بازگشت ریکاردو ساپینتو استارت خورد. منتها مربی پرحاشیه پرتغالی بار دیگر عملکردی دور از انتظار ارایه داد تا استقلالیها ابتدا متوسل وریا غفوری شوند و سپس دوباره سراغ سهراب بختیاریزاده بروند. در شرایطی که به نظر میرسید این بار دیگر مدافع اسبق تیم به صورت قطعی و بلندمدت هدایت آبیها را بر عهده خواهد داشت، حالا خبر میرسد استقلالیها بار دیگر از سهراب عبور کردهاند.
هماکنون از دراگان اسکوچیچ به عنوان گزینه اصلی باشگاه یاد میشود، اما همه میدانند که او به ایران برنمیگردد و استقلالیها فقط وقت خودشان را تلف میکنند. اسکو اگر میخواست در ایران بماند، با آن همه قیل و قال و بهانهجویی تراکتور را ترک نمیکرد. از او که بگذریم، میرسیم به گزینههای داخلی که شاید جالبترینشان جواد نکونام باشد. یادتان هست جواد در استقلال چه کرد و چطور رفت؟ پایان کار او آنقدر وحشتناک بود که از آن زمان تا امروز حتی در یک مراسم عادی علنی هم آفتابی نشده! بعد چطور میخواهید برش گردانید؟ در مورد دیگران هم حرف زده میشود؛ مهدی رحمتی که کارنامه مربیگری پرنوسانی دارد یا فرهاد مجیدی که هزار بار این تیم را ول کرده و رفته.
خلاصه استقلالیها همه کار میکنند، غیر از این که به خود سهراب اعتماد کنند. این بیاعتنایی و کممحلی، اتفاقا شاید پاسخ در خوری به خوشخدمتیهای بختیاریزاده باشد؛ جایی که او همین اواخر و در بدترین روزهای مردم، علمدار دعوای کریه سهمیه شد و به شوق این که جا پای خودش را در استقلال سفت کند، تندترین اتهامات را نثار پرسپولیس کرد. اینگونه، او ظرف مدتی بسیار کوتاه، از یک پیشکسوت منطقی و معتدل که مقبول عامه مردم بود، به یکی دیگر از فوج آدمهای متعصب و بدون اخلاق فوتبال ایران تبدیل شد که در پی منفعت، حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر چیزی را معامله کنند. حالا هم آقا سهراب اینطوری جواب ارزانفروشیاش میگیرد. دیدی ارزشش را نداشت برادر؟!






