چرا شفر را مثل استراماچونی فراری ندادند؟
چرا شفر را مثل استراماچونی فراری ندادند؟
روایت تازه فرشید اسماعیلی از ماجرای استراماچونی و شفر، یک سووال قدیمی را زنده می‌کند؛ اگر وزارت ورزش مخالف موفقیت استقلال بود، چرا برای حفظ شفر پای قرارداد چندبرابری ایستاد؟

تک به تک – فرشید اسماعیلی از آن دسته فوتبالیست‌هایی به شمار می‌رود که بعید است خاطره آن چیپ عجیب و غریب در دربی، به این زودی‌ها از کارنامه‌اش پاک شود و گویا خودش هم بدش نمی‌آید آن ضربه کذایی حالا حالاها در ذهن استقلالی‌ها باقی بماند.

چیپی که هشت سال از آن گذشته و فرشید هر بار فرصتی برای گفت‌وگو پیش می‌آید، دوباره روایتش کرده و جالب آنکه هر دفعه نیز از زاویه‌ای تازه درباره اتفاقات آن روز صحبت می‌کند.

این بار اسماعیلی علاوه بر سفید کردن خودش و مهدی رحمتی و انداختن همه تقصیرات آن چیپ فراموش نشدنی بر گردن وینفرد شفر که سال هاست ایران را ترک کرده، انتقاداتی از نحوه جدایی آندره آ استراماچونی را نیز مطرح کرده است.

فرشید در این گفتگو، مدعی است وزارت ورزش در آن مقطع به عمد حقوق معوقه مربی ایتالیایی را نداد تا او ایران را ترک کند و روند نتیجه گیری مثبت استقلال در آن روزها متوقف شود.

اظهاراتی که طبق معمول مورد به‌به و چه‌چه هواداران استقلال قرار گرفته اما جالب آنکه همین فرشید اسماعیلی قبل از متهم کردن دولت وقت به فراری دادن یک سرمربی همیشه ناکام، از قهر وینفرد شفر قبل از فینال جام حذفی پرده برداشت.

شماره هشت سابق آبی‌ها مدعی شد شفر درست روز قبل از آن فینال، مدیران باشگاه را تهدید کرد اگر قراردادش با دستمزد چند برابری تمدید نشود، حاضر به نشستن روی نیمکت این تیم مقابل خونه به خونه بابل نیست.

اهرم فشاری که طبق ادعای فرشید، موثر بوده و سرمربی آلمانی با افزایش رقم قراردادش از ۲۰۰ هزار دلار به یک میلیون دلار، یک فصل دیگر در استقلال ماندنی شد.

اینجا سوال ساده‌ای که از اسماعیلی مطرح می‌شود این است؛ مگر نمی‌گویی وزیر وقت ورزش و جوانان یعنی مسعود سلطانی فر، تمایلی به موفقیت استقلال نداشت و استراماچونی را به عمد فراری داد؟ پس چطور همین وزیر چند ماه قبل از جدایی استرا، زیر بار چند برابر شدن رقم قرارداد شفر رفت و نگذاشت این مربی مسن آلمانی به سرنوشت استراماچونی دچار شود؟

وقتی دو روایت متفاوت از یک دوره تاریخی کنار هم قرار می‌گیرند، نمی‌شود یکی را صرفا چون به روایت مورد علاقه‌مان نزدیک‌تر است پذیرفت و دیگری را نادیده گرفت.

شاید بد نباشد قبل از آنکه برای هر اتفاقی یک مقصر تازه پیدا کنیم، همه روایت‌ها را کنار هم بگذاریم؛ به قول معروف، «یک بام و دو هوا نمی‌شود».