تک به تک- فرزاد مجیدی که این روزها به عنوان اشانتیون برادر بزرگترش در البطایح مشغول کار است، به تازگی پستی را لایک کرده که از بازگشت قریبالوقوع فرهاد به استقلال خبر میدهد. این شاید روشنترین موضعگیری اطرافیان مجیدی در قبال شایعه پرتکرار این روزها باشد. ریکاردو ساپینتو در استقلال وضعیت خوبی ندارد و با گرانترین نسخه تاریخ این تیم از هفت بازی فقط یک مسابقه را برده. آن طرف هم نتایج فرهاد در بطایح اسفبار است؛ چهار باخت در پنج بازی. در نتیجه زمزمه اخراج هر دو مربی و جایگزینی مجیدی با ساپینتو، سکه پررونق بازار است. شاید کنترل این شایعه در توان فرهاد نباشد، اما دستکم میتواند از اخوی گرامی بخواهد از دامن زدن به آن خودداری کند.
صد البته تجربه نشان داده مجیدی همیشه استقلال را ملک طلق خود میبیند؛ جایی که هر وقت دلش بخواهد میتواند بیاید و هر وقت عشقش کشید، بدون یک خط توضیح ول کند و برود. بنابراین عجیب نیست اگر این بار هم او چنین خیالی در سر داشته باشد. آقای شماره هفت در دوران بازی، یک روز در میانه فصل دلتنگ دخترش در امارات شد، اما ناگهان سر از لیگ قطر در آورد! این همان دورهای است که کامبک وحشتناک دربی ایمون زاید در کارنامه استقلال ثبت میشود. حتی خداحافظی مجیدی از مستطیل سبز هم همینقدر ناگهانی بود؛ وسط لیگ سیزدهم، بدون این که کسی را قابل بداند و اطلاع بدهد. فرهاد همین خلقیات را با خودش به عرصه مربیگری هم آورد و سه دوره در استقلال به ترتیب جانشین شفر، استراماچونی و محمود فکری شد. فرهاد در حالی جای شفر را گرفت که مربی آلمانی اساسا به او بدگمان بود و مجتبی جباری را به عنوان دستیار میخواست. در دوران استراماچونی هم خیز اولیه مجیدی برای گرفتن جای مربی ایتالیایی با واکنش تند و منفی مردم مواجه شد. در نتیجه فرهاد اعلام انصراف کرد و گفت تا «امضای معنوی» هواداران نباشد روی نیمکت نمینشیند، اما فقط یک هفته بعد سرمربی استقلال شد! داستان حضور او به جای فکری هم جنجالیتر از آن است که فراموش شود. حالا چرا نباید احتمال بدهیم مجیدی به صندلی ساپینتو چشم طمع دارد؟
فرهاد نمونهای نادر و عجیب در تاریخ استقلال محسوب میشود؛ یک «اسطوره پارهوقت» که هیجیک از بیوفاییهایش نتوانسته محبوبیت او را بین هواداران کاهش بدهد. مجیدی در استقلال گارنتی جفاکاری دارد. خیلی هم عالی؛ فقط اگر دوباره او را پذیرفتید، یادتان باشد تاریخ مصرف این همآغوشی تا زمانی است که «ارباب» صلاح بداند!







