تک به تک- مهدی تاج آب پاکی را روی دست همه منتقدان تیم ملی ریخت و با صراحت گفت: «امیر قلعهنویی در جامجهانی و حتی پس از آن سرمربی ایران خواهد بود.» این فقط لجاجت با مردم نیست، بلکه حتی معنایی بیشتر از آن دارد. این یعنی رییس فدراسیون فوتبال ایمان دارد با هر نتیجهای که در جامجهانی به دست بیاید، نهتنها خودش بر مسند قدرت باقی خواهد ماند، بلکه اختیار تعیین سرمربی تیم ملی را هم خواهد داشت!
مهمترین عامل این که امثال تاج چنین اعتمادبهنفس وحشتناکی دارند، بیگانگی آنها با اصل «خجالت کشیدن» است. شرم و حیا، دست و بال هر آدم آزادهای را میبندد. شما اگر خجالت بفهمی، خیلی جاها بدون این که سد و مانعی وجود داشته باشد، خودت را جمعوجور میکنی و اگر لازم باشد همه چیز را میگذاری و میگذری. گویا اما این پیچ و مهره، اساسا در وجود این آقایان به کار نرفته. مهدی تاج قورباغهاش را وقتی قورت داد که با وجود رقم زدن ویلموتسگیت، تحمیل ضرر چند میلیون دلاری به فوتبال ایران و آن قلبدرد مصلحتی، دوباره به فوتبال برگشت و رییس شد. او وقتی امتحان بیشرمی را با بالاترین نمره پاس کرد که پس از سنگینترین شکست تاریخ ایران در جامهای جهانی، بادی به غبغب انداخت و گفت: «عوضش دو تا به میله انگلیس زدیم.» الان او را از چه میترسانید؟ از این که در جامجهانی بعدی هم شش تا و هفت تا بخورد؟ خب بخورد، راحت سرش را بالا میگیرد و پشت میز ریاست برمیگردد. مگر چه چیز او از همپالگیاش علی تاجرنیا کمتر است؟ هر انسان نجیبی اگر جای مدیرعامل استقلال بود و بزرگترین باخت تاریخ باشگاه در زمان او رقم میخورد، تا یک ماه از خانه بیرون نمیآمد. تاجرنیا اما به فاصله فقط پنج روز با لبخندی به پهنای صورت در برنامه عادل حاضر شد و گفت: «دو هزار میلیارد بودجه امسال ماست. خودم هم نمیتوانم صفرهایش را بشمارم.» عجب. واقعا عجب!
چرا تاج روی سر قلعهنویی قسم میخورد و اینطور پابند اوست؟ چون هر دو لنگههای یک در هستند و خیلی خوب زبان هم را میفهمند. امشب بچههای پیاتزا در والیبال غوغا کردند و با کامبکی درخشان و نفسگیر صربستان را شکست دادند، اما مربی ایتالیایی بر آنها خشم گرفت که: «خیلی سطح پایین بازی کردید. جشن مشن نداریم.» این کجا و آن که پس از گلباران شدن برابر قطر و مساوی با تاجیکستان و باختن به ازبکستان فقط تکرار میکند: «فودباله دیگه» کجا!







