تیم چه ملی؟
تیم چه ملی؟
این قاب، شاید عصاره تمام آن چیزی باشد که در تیم ملی می‌گذرد

تک به تک– این تصویر دلخراش و حیرت‌آور، شاید چکیده‌ای تمام عیار از وضعیت فعلی تیم ملی ایران باشد؛ تیمی که بسیاری از مردم پسوند «ملی» را برازنده آن نمی‌دانند، تیمی که سرمربی بی‌تاکتیکش در پی ده سال ناکامی در فوتبال باشگاهی به چنین منصبی رسیده است، تیمی که یک فوج دستیار ورشکسته و بی‌کارنامه روی نیمکتش اطراق کرده‌اند و بین آنها سعید الهویی به عنوان مجیزگوی دیرین امیرخان برای خودش امپراطوری راه انداخته، تیمی که زورش فقط به افغانستان و هندوستان می‌رسد و مقابل تیم‌های دو رقمی رنکینگ، فورا دست‌هایش را بالا می‌برد و البته تیمی که کاپیتانش بعد از شش ماه خانه‌نشینی، بازگشتش به میادین را با فنون رزمی جشن می‌گیرد!

قصه علیرضا جهانبخش هم جالب است. سال‌ها پیش شاید جامعه فوتبال در صورت او یک بازیکن نجیب و با پرستیژ را می‌دید که از نظر فنی هم می‌تواند آینده درخشانی داشته باشد. هر چه گذشت اما بیشتر پی بردیم جنتلمن جعلی فوتبال ایران، چه محتوای رقت‌انگیزی دارد؛ مغرور و متبختر، بیگانه با رنج مردم، اهل کله پا کردن مربی و مافیایی چنان پرزور که از دل تفریح و تفرج در دوبی، می‌تواند به ترکیب تیم ملی برسد و با چنین حرکات حیرت‌آوری همه را شوکه کند. علیرضا جهانبخش؛ از نمادهای همیشگی نسل نچسب‌ها.