قطب نفرت
قطب نفرت
یک نفر که سلیقه موسیقایی محمدحسین را نمی‌شناخت، به درخواست او جاهای خالی را اینطور پر کرده بود: «از میثاقی، میثاقی‌تره؟» نمی‌دانیم، شاید هم بنده‌خدا تا به حال فحشی بدتر از این نشنیده بود!

تک به تک– مجسمه کراهت و منبع لایتناهی چندش و نفرت، این روزها بی‌وقفه در حال کار است و از هیچ فرصتی برای نشان دادن ذات واقعی خودش چشمپوشی نمی‌کند. محمدحسین میثاقی که چند ماه خیلی خیلی پرکار و احتمالا پردرآمد را پشت سر گذاشته، در تازه‌ترین شاهکارش به بهانه حمایت از تیم ملی، به یک ترانه بسیار رکیک از یک خواننده رپ اشاره می‌کند که البته بیشتر حرف زدن در این مورد، در شأن هیچ آدم شرافتمندی نیست.

اصلا دور از ذهن نیست که کل تیم ملی و مسایلی از این دست یک سر سوزن هم برای این بشر اهمیت نداشته باشد. او فقط دنبال «بیزینس» است و الان چون احساس می‌کند از این تنور نان‌های چرب‌تری بیرون می‌آید، اینطور طناب پاره کرده. با این حال اگر دست‌تان به محمدحسین رسید، به او بگویید اتفاقا یکی از دلایل بی‌اعتنایی بخش قابل توجهی از افکار عمومی نسبت به این تیم، همین است که امثال شما طرفدارش هستید؛ امثال شما که با این مفاهیم ارزشمند کاسبی می‌کنید و می‌کوشید تا هر گند و تعفنی را زیر فرش وطن‌دوستی و میهن‌پرستی پنهان کنید. کلمه وطن، یکی از دردناک‌ترین مصادره‌های شما بود و عجیب نیست که هر چه بیشتر سینه چاک می‌دهید، تنهاتر می‌مانید.

از همه اینها که بگذریم، یکی از بیزارکننده‌ترین عادت‌های میثاقی که در این ویدیو هم موج می‌زند، توهم خود مهم‌پنداری اوست: «سلیقه موسیقایی من رو که می‌شناسید…» تو اصلا میوه کدام باغی که قرار باشد مردم سلایق‌ات را بشناسند؟ اساسا فلسفه مطرح شدنت به عنوان «قطب نفرت» بوده و کسی یادش نیست تا امروز حتی یک بار سر زبان‌ها افتاده باشی، غیر از این که بخواهند با اشاره به تو، نهایت فرصت‌طلبی و بی‌پرنسیپی و ارزان بودن یک نفر را نشان بدهند. در غیر این صورت،  بود و نبودت برای چه کسی مهم است؟ آهای گدای صندلی دیروز، از پرونده مس رفسنجان چه خبر؟

یک نفر که سلیقه موسیقایی محمدحسین را نمی‌شناخت، به درخواست او جاهای خالی را اینطور پر کرده بود: «از میثاقی، میثاقی‌تره؟» نمی‌دانیم، شاید هم بنده‌خدا تا به حال فحشی بدتر از این نشنیده بود!