تک به تک– سعید مهری که فحشخور استقلال و سکونشین آپوئل قبرس بود، با فلسفهای مجهول به پرسپولیس آمد و با این باشگاه دو ساله بست. یک سالش به نیمکتنشینی گذشت و بابت این که رضایت بدهد قید فصل دوم را بزند، هجده میلیارد ناقابل به جیب زد. آخرش هم مصاحبه کرد و گفت: «میتوانستم دو پنجرهشان را ببندم، اما این کار را نکردم.» ممنون بزرگوار؛ بندهنوازی فرمودید! از این مثالها البته خیلی زیاد است. عیسی آلکثیر بدون یک حتی جلسه تمرین یازده میلیارد از استقلال میگیرد و میرود، رسول خطیبی هم که خودش محسن فروزان را به مس برده، دو هفتهای پشیمان میشود و او را به صرف یک غرامت چند میلیاردی کنار میگذارد. بالاخره سفرهای پهن است و آقایان دور هم هستند!
وسط این همه مفتبری دردناک که تازه گاهی به زخم زبان و منت گذاشتنهای وقیحانه هم آمیخته میشود، خوب است یادی هم بکنیم از آدم حسابیهای چشم و دل سیری که بابت پول کار نکرده لهله نمیزنند و کیسه نمیدوزند. شاید یکی از بهترین مثالها در این مورد الکسیس گوندوز باشد؛ دروازهبان الجزایری پرسپولیس که دو فصل دیگر با قرمزها قرارداد داشت و میتوانست باشگاه را برای فسخ توافقی تحت فشار بگذارد، اما نهتنها این کار را نکرد، بلکه بخشی از مطالبات فصل اولش را هم بخشید و رفت.
گوندوز از نظر فنی نقاط ضعف و قوتی داشت؛ گرچه شاید اگر دوران حضور او به فصل بد پرسپولیس و تزلزل عجیب مدافعان این تیم نمیخورد، نتیجه کار میتوانست بهتر از اینها باشد. با این حال آنچه ابدا جای بحث نداشت، ادب، شخصیت و وفاداری این سنگربان بود. در تکتک لحظاتی که گوندوز در زمین حضور داشت، شاهد تعصب و سختکوشی او بودیم. برای مهار هر توپی، صدش را میگذاشت و از اعماق قلب با غم و شادیهای تیم همدل بود. اگر در ترکیب بود، با همه وجودش به میدان میآمد و اگر بیرون مینشست، لام تا کام حرف نمیزد. حتی در مسابقهای که بین دو نیمه عوض شد هم حاشیه نساخت. اولین خرید تابستانی تیم، پیام نیازمند بود که مستقیما جایگاه گوندوز را تهدید کرد. او اما هیچ واکنش خصمانهای نداشت، سر وقت در اردوی ترکیه حاضر شد و تا روز فسخ، با جدیت به تمریناتش ادامه داد. آخرش هم دو خط پیام خداحافظی برای هواداران نوشت و رفت: «بزرگترین منبع قدرتم، شور و اشتیاق شما بود. در قلبم چیزی جز قدردانی ندارم. امیدوارم سال آینده به خوشحالی بزرگی که لیاقتش را دارید، برسید.» همینقدر آدم حسابی!







