برانکو و خشت خام!
این، داستان بازیکنی است که فوتبال را با نمایش یک نفره اشتباه گرفته؛ کسی که فقط میخواهد خودش را نشان بدهد. به هر قیمتی.
عکس میگیرم، پس هستم!
شاید هم دلیلش این باشد که مثلا باز کردن پنجره یا حل مشکل چمن، «عکس» ندارد و به درد تاجرنیا نمیخورد!
بنری که هیچکس را ناراحت نکرد
این فرق میکند با هیاهوطلبی و خودبرتربینی کور. نوشجانتان و کیف تیم خوبتان را ببرید.
خبر خوب یا خبر بد؟
این خبر طوری است که آدم نمیداند بابتش خوشحال باشد یا نارحت!
شاخص فلاکت در فوتبال ایران
آنجاست که تازه متوجه خواهیم شد با چه فاجعهای مواجه هستیم و سر چه جنس نازلی اینطور جانانه و از صمیم قلب با هم میجنگیم!
تاجرنیا هستم؛ ادمین ۵۶ ساله!
اینطور بهنظر میرسد که هدف تاجرنیا از مدیریت در فوتبال، صرفا حضور در کف توییتر و جلب توجه قشر خاصی از هواداران استقلال است
داوری؟ بگذریم؛ خودت چه داری؟
اگر قرار باشد هر زمان این بازیکنان موفق بودند تیم نتیجه بگیرد و هر زمان مهار شدند همه چیز از دست برود، خب چرا ساپینتو و دستیارانش روی نیمکت نشستهاند؟
سلطان شوآف!
اینکه چرا او همه جا به بنبست خورده، حتما یک مسئله مهم و قابل بررسی است. نه در پرسپولیس، نه در سپاهان و نه ظاهرا اینجا در استقلال اوضاع به سود این بازیکن پیش نرفته
استقلال خواب زده!
کاش یک شیر پاک خورده فلسفه جذب موسی جنپو و نازون را از «دکتر» تاجرنیا بپرسد. چه بخور بخوری بوده!















