یک– یک توقف بدموقع برای استقلال؛ یک بر یک مساوی برابر ملوان. آنها نیمه اول بد نبودند و با عناصر آشنای هجومیشان موقعیتهایی خلق کردند، اما استقلال در نیمه دوم خوابش برد، گل مساوی را دریافت کرد و مطلقا هیچ حرفی برای گفتن نداشت.
دو– یاسر آسانی هفتههاست که با ضریب موفقیت بالا از سوی مدافعان حریف مهار میشود و این مساله کار را برای استقلال سخت کرد. بعد از رو شدن دستش، وینگر آلبانیایی آن درخشش ابتدای فصل را نداشته. متاسفانه برای استقلال پنالتی هم اعلام نمیشود تا یاسر را ببینیم!
سه– کاش یک شیر پاک خورده فلسفه جذب موسی جنپو و نازون را از «دکتر» تاجرنیا بپرسد. چه بخور بخوری بوده!
چهار– داور با قطع کردن یک توپ ملوانیها، نقش به مراتب مفیدتری نسبت به محمدرضا آزادی برای استقلال داشت! این که آزادی نسبت به دستمزد سایر بازیکنان استقلال شکایت داشت، آدم را دیوانه میکند.
پنج– گزارشگر بازی از تکتک بازیکنان و مربیان و مدیران دو تیم و سایر تیمهای حاضر در ایران و خارج از ایران تعریف و تمجید میکرد. کافی بود یک اسم تحویلش بدهی تا نیمساعت ستایش و بهبه و چهچه تحویل بگیری. بعد از گل زیبای محمد علینژاد هم گفت: «این بازیکن همیشه به تیمهای سابقش خوب گل میزند»، در حالی که اسم هیچیک از دوازده تیم قبلی علینژاد استقلال نبود؛ هیچ استقلالی، از هیچ شهری!







