تک به تک- باورکردنی نیست، اما خداداد عزیزی که به خاطر به کار بردن چند کلمه رکیک روی آنتن زنده تلویزیون به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، پس از پایان بازی تراکتور و ذوبآهن در جمع خبرنگاران حضور یافت و ضمن دفاع از خودش، همان فحشها را در کنار الفاظ به مراتب بدتر، بارها و بارها تکرار کرد. این هرزه گوی بیچاک و دهان که معلوم نیست کجا و در چه محیطی بزرگ شده، در توجیه فحاشیهایش گفته: «شما هم از این حرفها در جمع خودتان میزنید، اما میترسید آنها را در ملا عام بگویید. من اما نمیترسم و هر چه دوست داشته باشم میگویم.»
البته آن چیزی که غزال تیزپای کند ذهن به آن میگوید «ترس»، در حقیقت شعور و ادب نام دارد. اگر خداداد در کنار زیست غریزی شامل خوردن و خفتن، دو کلاس درس هم خوانده بود، حتما میفهمید هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. آدم فهیم و با تربیت، هرگز آنطوری که در حقله رفقای صمیمیاش حرف میزند، با پدر و مادر یا معلمش سخن نمیگوید، دیگر چه رسد به آنتن زنده یا مصاحبه تصویری که میلیونها تن از اقشار مختلف مخاطبش هستند. اما خب لابد خداداد در خانواده از این نظرها راحت بوده و هیچ حد و مرزی نداشته، وگرنه این حجم از نفهمیدن، نمیتواند تصادفی باشد.
کلام آخر این که فحش دادن جلوی دیگران اسمش بیباکی و نترسیدن نیست. شجاعت واقعی میدانی یعنی چه؟ یعنی جگر و جنم و جوهر داشته باشی، به عنوان یک شخصیت شناختهشده و صاحب تریبون، یک کلمه از تورم وحشتناک و زندگی سخت مردم و پدر و مادرهای شرمنده جلوی فرزاندانشان حرف بزنی، از کشوری که بدون ترمز به سمت دره پیش میرود و در مسیرش، میلیونها نفر را «له» کرده. در تمام عمرت حتی یک کلمه از این همه مصیبت مردم حرف نزدی، چون دل و جراتش را نداری، چون جیره و مواجبت قطع میشد و دیگر نمیتوانستی بابت فحش دادن و داد کشیدن پول بگیری. یک تار موی همه آنهایی که به خاطر دفاع از ملتشان هزینه دادند شدند، در کل هیکل تو نیست؛ اقای بیوجود!







