آقای بی‌محتوا!
آقای بی‌محتوا!
از فوتبالیستی که پارسال می‌گفت حاضر است برای رم بمیرد و حالا می‌گوید «شباب‌الاهلی تنها تیم مورد علاقه زندگی‌ام است»، انتظار حکمت و فلسفه نداشته باشید

تک به تک– یک نفر پای پست سردار آزمون به پرسپولیس ابراز علاقه کرده و مهاجم تیم ملی هم در پاسخ به او نوشته: «داوری، داوری»! حالا یک عده خشمگین و عصبی‌اند و عده‌ای دیگر همین کامنت را حمل بر موضع‌گیری افشاگرانه آزمون در مورد پشت پرده فوتبال ایران می‌کنند. راستش اما، هم این خشم و غضب‌ها بیهوده به نظر می‌رسد و هم آن شور و شعف‌ها. در حقیقت هیچ‌یک از رفتارهای یکی مثل سردار آزمون اساسا قابل تحلیل نیست؛ بس که با پدیده‌ای سطحی و کم‌عمق مواجهیم، اقیانوسی به ژرفای یک بند انگشت.

بین همه کنش‌ها و واکنش‌های این سالیان آزمون بعید است حتی بشود رد پای یک رفتار باثبات و مستمر را پیدا کرد. آدمی که همین حالا جایگاه ملی‌اش را از یاد برده و چنین کامنت سخیفی علیه یکی از تیم‌های پرهوادار کشورش منتشر می‌کند، همانی است که روزی از خاک روسیه عدد «شش» نشان می‌داد و برای حفظ آمادگی در تهران با پرسپولیس تمرین می‌کرد. روزی که اسکوچیچ به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی شد، اولین لگد را سردار به او زد و در دفاع از کی‌روش شعر معروف «ما که در سایه خورشید معذب بودیم» را منتشر کرد، بعدتر اما خودش به اصلی‌ترین حامی دراگان تبدیل شد و آخرش وقتی اسکو را با ناجوانمردی برداشتند و همان جناب «خورشید» را جایگزین‌اش کردند، آزمون دوباره به مرید او تبدیل شد و شب پیروزی بر ولز، تا صبح از سر و کول کی‌روش پایین نمی‌آمد. جالب اینجاست که آزمون همین چند روز پیش و در اوج خشم عمومی در داستان درگیری مبینا نعمت‌زاده و پیشکسوتش، به حمایت از این دختر تکواندوکار پرداخت و خطاب به مردم نوشت: «قضاوت ممنوع»، اما حالا خودش به عنوان بازیکن تیم ملی چنین کامنتی علیه پرسپولیس می‌نویسد. بی‌نوا آنهایی که به این شخصیت ژله‌ای تکیه می‌کنند!

جزء به جزء رفتارهای آزمون فریاد می‌زند: «مرا جدی نگیرید.» از فوتبالیستی که پارسال می‌گفت حاضر است برای رم بمیرد و حالا می‌گوید «شباب‌الاهلی تنها تیم مورد علاقه زندگی‌ام است»، انتظار حکمت و فلسفه نداشته باشید. فقط بی‌نوا ملتی که قهرمانان روزگارش، این منفعت‌طلب‌های پوچ و هرهری مسلک بودند. چه سقوطی اسماعیل…!