آن «طارمی» را چقدر دوست داشتیم... غروب رییس؟
حسرت، عمیقترین حس تماشای مونومنتال همین عشق، مگر چه بود…؟
رکوردی که بوی افتخار نمیدهد به این چیزها نیست احسان!
بیرانوند، چادر و سرمایه ملی!
گذشته از تزویر و رنگ به رنگ شدن این آدمها، نگاه جنسیتی و ضد زن آنها هم فاجعه است
قهقهه انتقام
آن ریسه رفتنها، چه بسا قهقهقه انتقام بود؛ انتقام از کسی که احترام نگذاشت و هرگز هم احترام نخواهد دید
توبه گرگ!
رامین رضاییان میتواند به سرعت شما را یاد داستان «توبه گرگ» بیندازد و این البته تنها ضربالمثلی نیست که در مورد او صدق میکند!
از روسیه به ازبکستان و بالعکس!
این که شما هر سوراخی میبینید، آن را با روسیه و ازبکستان پر میکنید، کوچکترین فایدهای ندارد
بودجهای برای «دزدی»!
فقط بیچاره مردم که طبق معمول پولشان بدون میل و اطلاع خودشان هزینه یا به عبارت بهتر «غارت» میشود
خیالپردازان آبرومندی هم نیستید!
ما بیرحمانه در حال کوچک شدنیم و بدترین نوعش هم کوچک شدن رویاهاست. این، ته خط است
تو باختی «رییس»!
یک نکته خاص و قطعی در مورد طارمی، به روحیه «ریاست طلب» او مربوط میشود
کثافتی به اسم «خود تحقیری»!
به عادل فردوسیپور و مواضعش کاری نداریم، اما خیلی خوشحال میشویم بدانیم اگر کلمه «خود تحقیر» را از این حضرات بگیرند، چه چیزی برایشان باقی خواهد ماند؟
به هیچکس بدهکار نیستی!
۲۰ سال تمام درخشش، حدود هزار گل و پانصد پاس گل و فتح ۴۸ جام رنگارنگ، از این بازیکن افسانهای حیرتآور ساخته
































